تبليغاتX
از تو

 

یاد او

 

 

حیاط کوچک خانه او را

 

فراموش نمی کنم

 

با دیوارهای کوتاهش

 

که روی دیوار

 

پیچ امین الدوله خوابیده بود

 

 باغچه ای پر از گل بنفشه

 

با قفسی در حیاط بدون پرنده

 

او نیز عاشق آزادی بود نه اسارت

 

دلش می گرفت از اسارت

 

دلش پاک بود مانند پیراهن سفیدش

 

با صورت شکسته اش اما مهربان

 

با آن استقامتش مانند کوه

 

او را فراموش نمی کنم

 

 در اوج بیماری

 

هنوز عاشق بود

 

هنوز مهربان و مقاوم

 

رفتن او را باور نمی کنم

 

خانه شان هست

 

اما بدون گل بنفشه

 

روی دیوار دیگر پیچ امین الدوله نیست

 

بعد از رفتنش

 

پیچ امین الدوله نیز رفت .

 

هر زمان گل بنفشه می بینم

 

یاد دستهای پر سخاوت و مهربان او می افتم

 

قفس کوچکش در خانه ماست

 

اما باز هم بدون پرنده

 

هنوز او زنده است برای من

 

هنوز حضور سبزش را در آن حیاط را

 

حس می کنم .

 

با آن دستهای سخاوتمند

 

 با آن چهره مهربان .

 

 

به ياد عموي مهربانم که از بين ما مانند يک مسافر رفت

 

 

پیروز –خرداد 1385 

+ نويسنده یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 22:52 توسط پیروز |